محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
248
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر حرب الموته و اين حرب موته مسلمانان را بوده است با روميان ، زيرا كه ملكت شام همه روميان را بود و مردمان شام همه ترسا بودند ، و پيغمبر را عليه السّلام خبر آمد كه به شام سپاهى گرد آمد و ايشان را از روم مدد آيد . پيغمبر عليه السّلام هزار مرد را عرض كرد و ايشان را از مدينه بفرستاد و زيد بن حارثه را بر ايشان امير كرد . پس گفت اگر او كشته شود ، جعفر بن ابى طالب را امير كردم بر شما ، و اگر او نيز كشته شود عبد الله بن رواحه را امير كردم . پس جعفر را اندوه آمد از اين سخن ، گفت : يا رسول الله ، من كى دانستم كه تو زيد مولا را بر من امير كنى . گفت : برو يا جعفر كه كار آن بهتر كه خداى كند و پيغمبرش . پس برفتند و زيد امير همى بود تا به حدّ شام و به جايى فرود آمدند نام او معان . ايشان را خبر آمد كه ملك روم آمده است به زمين شام به شهر بلقا با دويست هزار مرد ، و مسلمانان خود هزار مرد بودند . بر جاى بيستادند و گفتند هزار مرد با دويست هزار چگونه حرب كند . تدبير كردند و گفتند پيغمبر را آگاه كنيم تا چه فرمايد ، يا مدد فرستد يا باز خواند . پس عبد الله بن رواحه گفت : دل پيغمبر چه مشغول كنيد ، شما را از دو يكى است و هر دو نيكو است يا ظفر و پيروزى بر